از دشمنان شکایت برم به دوست
گر دوست دشمن است شکایت کجا برم!؟
آقای احمدی نژاد جوری از عملکرد دولتش یاد می کند گویی که ایشان در سرزمینی دیگر ساکنند و ما در دیاری دگر.این مصائبی که از دولت ایشان به ما وارد شد گویی وهمی ببش نبوده و ما در خواب بسر میبردیم و حال که از خواب کهفی بیدار گشته ایم میبینیم که کشور گلستان است... عجب!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
طبق آماری که آقای احمدی نژاد اعلام کرده اند ما در بهشت بسر میبریم و خودمان خبر نداشتیم...!
وقتی آقای احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور دروغ می گوید و همه دولتها را زیر سوال میبرد،چه باید کرد؟
فاصله طبقاتی کم شده است!!(عجب؟ اولین بار در دوره احمدی نژاد ماشینهای روز دنیا با قیمتهای کلان وارد ایران شد لابد آنرا همین مستضعفانی که وامهای میلیاردی گرفته اند سوارند!!؟) آمار بیکاری کمتر از همیشه است!!( پس چرا من به هر کسی میرسم بیکار است؟احتمالا بیکارها همه دور من جمع شده اند) همه دنیا به ما احترام می گذارند!!!(البته دنیا شامل ونزوئلا،سریلانکا و چند ابر قدرت اینچنینی است که از ایران حقوق و مزایا دریافت می کنند)تورم وجود نداردو بسیار نازل است(آیا ملک و مسکن جزء آمار تورم محسوب میشود؟تورم شامل چه چیزی است؟ چه چیزی ارزان شده؟)ایران دراین چهار سال به فناوریهای بزرگی دست یافت از جمله نانو و هسته!!!(ایرانیها خیلی باهوشند چون در عرض چهار سال به این تکنولوژی رسیدند! تاسیسات هسته ای سال ۵۲ هم هیچی!!!)در سال ۶۰ ما تورم داشتیم و افزایش حقوق نداشتیم!!(فکر کنم فقط حقوق بابای من به عنوان کارمند افزایش یافت! و اینکه سال ۶۰ دوره ریاست جمهوری کی بود؟ همون کسی نبود که احمدی نژاد خودشو با اون مقایسه میکرد؟)این آمارها از کجا آمده است؟
نتیجه اخلاقی: در این چهار سال ایران به بهشت تبدیل شده است!!!
اتوپیایی که آقای احمدی نژاد میگه کجاست؟
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:آقای احمدی نژاد آمار دخل و خرج کشور رو دقیق ارائه داد فقط اسمی از لبنان و حماس و سریلانکا و ونزوئلا و ... نبود!فکر کنم از حقوق استادیشون پرداخت شد!
با این آمارها یاد دور قبل انتخابات می افتم:مشکل جوانان ما تیپ و موی جوانان ماست؟(که بعد ها شد)
یک سوال: چرا آقای احمدی نژاد دولت رهبری را هم زیر سوال می برد؟این کفن پوشان کجایند؟؟؟
چرا احمدی نژاد با اینکه مجلس،قوه قضائیه ،سپاه، شورای نگهبان،صداوسیما،کیهان و... در اختیار داشت، بعد از چهار سال و آنهم یک سری اسم تکراری رو عنوان کرد؟چرا علیه اینها قبل از این مدت اعلام جرم نکرد؟
وقتی احمدی نژاد از هاشمی تعریف تمجید می کرد!!!

تاریخ ما را خواهد بخشید...!

چرا مهندس موسوی؟
۱. چرا در انتخابات شرکت میکنم؟
چرا از این حق سیاسیام، که نامش حق شرکت در انتخابات است، صرفنظر نمیکنم؟ به سه دلیل که جای تفصیلشان اینجا نیست، ولی اجمالشان بدین قرار است:
الف) آیا خردپسندانه است که، وقتی که از انبوههی حقوق پرشمار حقوق سیاسیای که به عنوان یک انسان و یک شهروند، باید داشته باشم فقط این یکی را دارم، این را نیز خودم از خودم مضایقه کنم؟ آیا وانهادن خودخواستهی حقی که شاید مقدمهای برای احقاق سایر حقوق سیاسی و اجتماعی تضییعشده باشد خردپذیر است؟
ب) شرکت در انتخابات یگانهشکل و شیوهی مقابله و مبارزهی سیاسی است که، در عالم اندیشهی سیاسی و در ساحت افکار عمومی جهانی، احدی بر آن سر سوزنی خرده نگرفته است. و نیز
ج) یگانه شکل و شیوهی فعالیت سیاسی است که هزینهی اخلاقی و معنوی ندارد، یعنی مقتضی و مستلزم این نیست که از اصول و قواعد و احکام اخلاقی ذرهای عدول کنیم و از اخلاقی زیستن فاصله بگیریم.
2. چرا به مهندس موسوی رای میدهم؟
چرا، علیرغم اختلافنظر با مهندس موسوی، در برخی از مسائل فرهنگی و سیاسی و علیرغم احترامی که برای شجاعت و صراحت لهجهی جناب آقای کروبی قائلم، مهندس موسوی را در میان کاندیداهای موجود ریاست جمهوری، شایستهترین شخص میدانم و به او رای میدهم؟ پاسخگویی به این پرسش نیازمند جلب توجه به یکی از درونمایههای عمدهی فکری من است. چنانکه در نوشتهها و گفتههای خود مدام تکرارکردهام، به گمان من، برزگترین مشکل اجتماعی و بلکه علتالعلل همهی مشکلات اجتماعی ما، که در همهی نهادهای اجتماعی، اعم از خانواده، اقتصاد، سیاست، تعلیم و تربیت، حقوق، و دین، ظهور و بروز مییابد و همهی این نهادها را از کارکرد درستشان بازمیدارد، نابسامانیهای اخلاقی است.
آنچه در جامعهی ما بیداد میکند (به هر دو معنای تعبیر «بیداد کردن») بیاخلاقی است؛ و، در این سالهای اخیر، شدت و حدّت این بیاخلاقی در نهاد سیاست از همهی نهادهای اجتماعی دیگر ما بیشتر شده است، و، به سبب جایگاه قدرتمند و نافذ این نهاد، موجب سرعت و شتاب یافتن انحطاط اخلاقی سایر نهادها نیز شده است. در این نهاد، به جای صداقت تزویر و فریبکاری، به جای مدارا و بردباری خشونت و تندی، به جای عقلانیت و استدلالگرایی غوغاسالاری و هیاهوگری، به جای واقعبینی توهمزدگی، به جای مسئولیتپذیری و اعتراف به خطای خود عقل کل جلوه دادن و مشکلات را ناشی از کارشکنی دشمنان قلمداد کردن، به جای سعهی صدر تنگنظری، به جای اعتدال افراط و تفریط، به جای دوراندیشی نزدیکبینی، به جای حرمت نهادن به آگاهان و نیکخواهان بیادبی و هتاکی به آنان، به جای وفای به عهد عهدشکنی، به جای بخشایشگری کینورزی و کینهتوزی، به جای خوشرویی ترشرویی، به جای انصاف تبعیض، و به جای نقدپذیری خودشیفتگی و معصومنمایی نشستهاست. بر اساس هیچ معیار و میزان اخلاقی و از منظر هیچ نظام اخلاقی، چه دینی و چه غیردینی، اوضاع و احوالی که در نهاد سیاست ما برقرار است پذیرفتنی و قابل تصویب و تأیید نیست. خطرخیزترین پیامد این بیاخلاقی سیاسی بیاعتمادی ملت به دولت است.
بر این مبنا، آنچه، امروزه، بیش از هر چیز دیگر و بیش از هر زمان دیگر، بدان نیازمندیم اخلاقیسازی عالم سیاست و است؛ و این کاری است که از انسانی اخلاقی چون مهندس موسوی ساخته است. برای اخلاقی بودن مهندس موسوی محک و سنجهای بهتر از اینکه وی، با آنکه میداند که یکی از کارآمدترین و دردسترسترین وسایل برای جلب و جذب آراء مردم دادن وعدههای شیرین و دلفریب است، خود را عالماً و عامداً از این ابزار محروم میکند؟ برای اثبات صداقت وی همین کافی نیست که، چون، از سویی، عمل به وعدههای انتخاباتی را وظیفهی اخلاقی خود میداند و، از سوی دیگر، یقین دارد که به اکثر آن وعدههای شیرین و دلفریب نمیتوان عمل کرد، وعده دادنهای خود را به حداقل رسانده است؟ آیا کاری آسانتر از دادن وعدههای انتخاباتی شیرین به زنان، جوانان، دانشجویان، دگراندیشان، فقرا و محرومان، اقلیتهای دینی و مذهبی، و اقوام ایرانی و کاری دشوارتر از عمل به آن وعدهها هست؟ کسی که صادقانه عزم جزم کرده باشد که به وعدههایی که، در موسم انتخابات، به هموطنان خود میدهد عمل کند، آیا، در وضع و حال کنونی، چارهای جز کم وعده دادن دارد؟
چنین شخصیت اخلاقیای است که رئیسجمهور شدنش، شرط لازم، و البته نه کافی اخلاقی شدن نهاد سیاست است و همان کسی است که میتواند، به مدد تدبیر و حسن مدیریت خود، بیاعتمادی ملت به دولت را به حداقل ممکن برساند. اعتمادبرانگیزی شخصیتهای اخلاقیای مانند مهندس موسوی را دستکم نگیریم. در اوضاع و احوالی که سدی از بیاعتمادی در میان ملت و دستاندرکاران نهاد سیاست قد برافراشته است، رئیسجمهوری شخصی صادق، بافضیلت، و اعتمادبرانگیز کمترین کاری میتواند کرد- و خود کار بسیار سترگی است- احیای مجدد اعتماد میان ملت و دولت و، در نتیجه، اعادهی اتحاد ملی است.
با رای به مهندس موسوی به سیاستورزی اخلاقی رای میدهم.
مصطفی ملکیان
1 خرداد 1388
اولا: سلام
ثانیا:شرمنده که خیلی وقته ننوشتم.چون اصولا حرف زیادی واسه گفتن نیست.
ثالثا:تقصیر ما چیه که هر چیزی که تلویزیون ایران نشون میده یه جورایی حس بدی بهش داریم.اصلا هر چیزی که دولتی میشه مردم باهاش مشکل پیدا میکنن.
رابعا:تو قضیه غزه اگه تلویزیون از رژیم غاصب صهیونست! حمایت کنه مطمئنا همه مردم از حماس حمایت می کنن.
خامسا:در جنگ میان حماس و رژیم غاصب،جنگ بین دو دولت و به مردم عادی هیچ ربطی نداره... پس حماس رو با مردم مظلوم فلسطین یکی ندونیم. همونطوری که مستر پریزیدنت ما قطعا نماینده ۷۰ میلیون جمعیت این کشور نیست و اگه اون اشخاص اغفال شده رو هم حساب کنیم میشه حدودا نماینده حدود ۱۷ میلیون نفر که البته با توجه به تقلبات مد نظر شیخ خواب مونده اصلاحات، باز هم از این کمتر میشه...
سادسا: اصلا ربطی نداره که در درگیریهای اخیر نوار غزه مقصر کیه... اصلا اینش مهم نیست. شاید یک مجنونی بیاد و جواب سنگ رو با موشک بده. باز هم مهم نیست چون اون عقل درست و حسابی نداره.مهم اینه که هر روز تعدادی انسان کشته میشه... واقعا مهمه که اینا یهودی باشند یا مسلمان؟ بابا آدم داره میمیره یکی پاشه بره جلوشونو بگیره.
سابعا:جنگ کافیه فکر کنم به اندازه کافی داشتیم. یه ذره صلح لازمه.یه ذره مثل بچه آدم زندگی کردن رو تجربه کنیم. اینهمه کشتند تو طول تاریخ. چه نتیجه ای داد؟ دوباره از اول شروع شد. اصلا ما آدما مریضیم نمی تونیم مثل بچه خوب زندگی کنیم!!!
ثامنا:تو اکثر جنگها به نام خدا و دین همدیگر و تیکه پاره میکنن و اینطور که بوش میاد این دور تسلسل همچنان باقیست.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن: از دوستان عزیز تقاضا میکنم که برای اتمام جنگ در دنیا راهکارهایی را ترسیم کنند از جمله مطرح کردن جریان هولوکاست و یا ثبت نام برای عملیات استشهادی یا...
۱ـ رئیس جمهور از ماشین پاده نشد و با ۲۰الی۳۰نفر دیدار کرد که نصفش بادیگارد ها و خبرنگاران بودند.
۲ـ شخصی خطاب به احمدی نژاد گفت:آقای دکتر بچم از یکسالگی که بدنیا اومده مریض بود الان سه سالشه یه نگاه بهش می کنی؟ یه بوسش کن خوب شه؟. احمدی نژاد با غرور فراوان بچه رو گرفت و بوسید تا خوب شه!(احمدی نژاد جدیدا متبرک هم شده! قبلنا سادات متبرک بودند به تازگی ها به رئیس جمهورها هم سرایت کرده!)
۳ـ احمدی نژاد همان شخصی که از فرط مردمی بودن همه جا کلشو مینداخت پایین و رد میشد حتی از پاویون فرودگاه هم استفاده نمیکرد الان از ماشین پیاده هم نمیشه تا از محله ای دیدن کند!
۴ـ هر شخصی هر تقاضایی داشت،احمدی نژاد در پاسخ می گفت حل میشه صحبت می کنیم بودجه هم ما میدیم!(انگار ارث باباش و می بخشه، حالا نمیدونم دانشگاه و ورزشگاه هم قراره اونجا بزنن یا نه!)
۵ـ راستی این رئیس جمهور کابشن پوش چه کت و شلوارهای خوشگلی به تن میمالد!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
این دو عکس رو ببینید! ۱ و ۲ (به چشماش دقت کنید)
پ.ن:
ماده ۱۲۴ قانون مجازات اسلامی:هرگاه کسی دیگری را از روی شهوت ببوسد تا ۶۰ضربه شلاق تعزیر می شود.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
و همه اینها به یک معناست:
باید استاد و فرود آمد به آستان دری که کوبه ندارد...!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:امروز برف نسبتا شدیدی اومد که خوشبختانه فعلا بخیر گذشت...




