تبليغاتX
محاکمه
×××ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم×××

سال 83 با عنوان سال پاسخگویی به مردم آغاز شد.در این سال هیچ شخص حقیقی و حقوقی حاضر به پاسخگویی نشد.این سال نیز همچون سالهای دیگر بدون پاسخگویی ولی با نام زیبای پاسخگویی به مردم ادامه دهنده راه خود شد.همه شخصیتهای طراز اول کشور همواره در گفته های خود به پاسخگویی تاکید داشتند ولی در واقع پاسخگو نبودند و اگر هم از روی اتفاق بعضی از عزیزان حاضر به پاسخگویی شدند جواب او از قبل معلوم شده بود! در سالهای اخیر این اسامی فقط برای پر  کردن پرده هایی که در سازمانها به روی در و دیوار چشم نوازی می کردند و همچنین برای پر کردن کاغذهای سفید بیت المال بود (که به مردم بگویند که قرار است مسئولان پاسخگو باشند و لی زهی خیال باطل)...من این سوال رو دارم که اگر قرار نیست کسی پاسخگو شود پس چرا سوال مطرح شود؟ و اصولا چرا در ابتدای سال این نامگذاریها صورت می گیرد...

در عمل پاسخ گفتن به مردم نوعی بازجویی شدن برای سوال شونده به حساب می آید و او هم ناگزیر از جواب دادن فرار می کند...به همین دلیل من خود به شخصه در سال پاسخگویی هیچ گونه جواب درست و حسابی نشنیدم...

حالا بر فرض اینکه امسال سال وحدت ملی و مشارکت عمومی باشه امکان این هست که اتفاق خاصی بیفته؟

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

در همین سال عزیز یکی از ماموران عزیز نیروی انتظامی لطف کردند و ما را مفتخر کردند و گیر سه پیچی به ما دادند.و ما را مورد تفتیش قرار دادند .به آنها عرض کردم:جناب سرکار ما رو دیگه چرا می گردین؟ فرمودند: خفه شو، حرف نزن به تو چه ربطی داره تو کار پلیس دخالت می کنی! بعدش گفتم سرکار مکه امسال سال پاسخگویی نیست؟ فرمودند: بله...گفتم پس من نباید بدونم چرا دارین ما رو می گردین؟ فرمودند: گزارش کردن این ماشین مشکوک هستش! و در ادامه فرمودند: یک کلمه دیگه حرف زدی امشب تو بازداشگاه مهمون ما هستی...تازه بعد از ۵ دقیقه که ما رو گشت فهمید که ماشین مال ما نبود و ما فقط بهش تکیه داده بودیم! (این هم نوعی پاسخ اقتدار گرایانه)

یک آقای تندرو و محترم در پاسخ به سوال من در مورد سال خدمتگذاری به مردم فرمودند: ما که تکلیف مون روشن هستش...پاسخگویی برای اصلاح طلبها هستش.اونا می خوان اصلاحات کنند باید جواب کاراشونو بدن و گرنه ما که جواب کارامونو در دفاع از اسلام و اطاعت از مقام ولایت تحت هر شرایطی نشون دادیم.(چقدر مردم تو کلام این آقا مهم هستن!)...اون لا مذهبا باید جواب بدن..و با عصبانیت بسیار ادامه دادند: ما انقلاب کردیم،ما تو جنگ از انقلاب دفاع کردیم، ما اینهمه شهید دادیم هر چی ما خدمت کردیم به این مملکت اینا دارن خیانت می کنن، اونموقع زمان جنگ تو خونه هاشون بودن و ما تو جبهه حالا اومدن واسه ما دم از اصلاحات می زنن....!

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند

                         در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 1:49 | لینک  | 

امروز دربی (بقول دوستان شهر آورد) میلان و اینتر بسیار جذاب و آموزشی بود...بازی نسبتا خوبی که آخرش مملو از هیجان بود مخصوصا پرتاب کردن بطری و مواد آتش زا به داخل زمین...تماشاگران مودب طرفدار اینتر نزدیک بود ورزشگاه رو به آتش بکشند.اینهمه مواد آتش زا یعنی ایتالیا پلیس نداره جلوی اینجور مواد رو بگیره! امروز تماشاگرهای ایتالیایی واقعا روی ایرانیها رو سفید کردن.دیگه اواخر بازی فکر کردم جشن چهارشنبه سوری ایتالیاییها امروز هستش.ورزشگاه رو دود گرفته بود ولی خیلی جالب اینکه اونا خیر سرشون نماد تمدن مدرن هستن و ما باید از اونا یاد بگیریم! بازم دم تماشاگرای ما گرم که اینقدر شلوغ می کنند که بازیکن های تیم بیان خواهش کنن ولی بازیکناشونم جرات نداشتن برن جلو بلاخره کلی حال داد،اینقدر از این کارا کردن تا بازی تعطیل شد...حالا اگه ما بکنیم همه دنیا میگن اینا بی فرهنگ هستن...آقای ولاپان هم امروز به ایران بخاطر استفاده از مواد آتش زا تذکر داد.یکی نیست بره به آقای ولاپان بگه اگه جرات داری برو جلو ایتالیایی ها رو بگیر...!(چه ربطی داره به ولاپان!)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یک زحمت کوچیک بکشین نظر بدین من افسردگی گرفتم.یک ذره نظر دادن مشکلی پیش نمیاره...!

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 2:55 | لینک  | 

بحث انتخابات کم کم داره وارد دور جدیدی میشه...کاندیدهای ریاست جمهوری هم کم کم دارن افتخار میدن و میان تو صحنه.بعضی ها از صحنه دورند و بعضی ها دارن خودشونو بیشتر نزدیک می کنند...وجه تشابه همه کسانی که کاندید میشن دلسوزوندن برای مردم هست و من در این اندیشه ام که اگر مردم نخوان کسی واسشون دل بسوزونه چه باید کنیم؟ این انتخابات چهره های تقریبا معروف سیاست ایران رو دور خودش جمع کرده از پدرخوانده تا زیر دستاش که همه واسه خودشون کسی شده اند(اندک اندک جمع مستان می رسد).تغییر ناگهانی زمان حکومت رو به مستضعفان داد ولی مستضعفان که همیشه مستضعفند پس بجای آنها حکومت هم باز به صورت موروثی داره می چرخه...ترس ما از اینه که وضعیت انتخابات ریاست جمهوری هم مثل وضعیت مجلس بشه.همون مجلسی که می خواست ایران رو ژاپن اسلامی کنه.همون مجلسی که دغدغه اش مردم بود!ولی یک سوال بزرگ برای این انتخابات مطرحه:

من اگر رای ندم

           تو اگه رای بدی

                       چه کسی رای میاره...!؟

لطفا این مطلب را جدی نگیرید...

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 3:36 | لینک  | 

جناب خاتمی همه چیز را تکذیب کرد. ما هم الکی دلمون رو خوش کرده بودیم...گفتیم یک ذره کشورمون می خواد با دنیا صلح کنه! حالا ما که نفهمیدیم خاتمی اینکار رو کرده و بعد از ترس تکذیب کرده و یا اینکه اینکار و نکرده و کاتساف خالی بسته(هر چی بشه دوران کودکی رو ایران بوده و خالی بندی رو خوب یاد گرفته)...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خاتمی: با هیچ اسرائیلی دیدار و گفتگو نداشته ام...!

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 2:11 | لینک  | 

خیلی باحاله این خاتمی تو موقعیتی که ایران و اسرائیل خون هم رو بجای آب میخورند دو تا رئیس جمهور کلی با هم حال کردن...سلام علیک و از اینجور حرفا! من کم کم دارم فکر می کنم اینا ملت رو سر کار گذاشتن...ما اگه کشوری رو به رسمیت نمی شناسیم چطور با رئیس جمهورش چاق سلامتی می کنیم؟ البته این روند خوبیه که ما در پیش گرفتیم و بجای دشمن دونستن کل دنیا یه ذره اونا رو به چشم خنثی حداقل نگاه کنیم.(نه دشمن، نه دوست) امیدوارم کم کم با کشور های دیگه هم که بهشون دشمن می گیم روابطمون بهتر بشه...آمین...فقط جون همه کس و کارتون برای مردم خالی نبندین...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برخورد دوستانه رئیسان جمهور ایران و اسرائیل (بی بی سی)

کاتساف و خاتمی (نیک آهنگ کوثر)

ادعای رئیس جمهور اسرائیل درباره گفتگو با خاتمی(بازتاب)

رئیس جمهور اسرائیل با خاتمی دست داد(گویا نیوز)

برداشت هر کس در مورد این خبر جالبه ولی از همه جالبتر بازتاب با وجود خبر های مختلف در اینمورد آن را فقط یک ادعا می داند!

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 2:31 | لینک  | 

سلام دوستان اين متن جالب را از جايی خوندم گفتم نوشتنش خالی از لطف نيست و از نويسنده اش که نميدونم کيه متشکرم..
 
 
 
سياه

معلم گفت: بنويش سياه و پسرك ننوشت

معلم گفت: هر چه مي داني بنويس

و پسرك گچ را در دست فشرد
 
معلم گفت:(( املائ آن را نمي داني؟)) ومعلم عصباني بود

سياه آسان بود
 
و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود
 
معلم سر او داد كشيد

و پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت

و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيد

و پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند

و سكوت كرد
 
 
معلم بار ديگر فرياد زد: بنويس
 
گفتم هر چه می داني بنويس

و پسرك شروع به نوشتن كرد
 
((كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است. كيف پدر سياه بود،
 
قاب عكس پدر يك نوار سياه دارد. مادرم هميشه مي گويد :پدرت وقتي مرد موهايش هنوز سياه بود

چشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است

و

قفل در خانمان سياه است.))  
بعد اندكي ايستاد

رو به تخته سياه و پشت به كلاس

و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك

دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت

((تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد.))

گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت

معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود

و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود

معلم گفت

((بنشين.))

پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست

معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشت

و تمام شاگردان با مداد سياه

در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند

اما پسرك مداد قرمزي برداشت

و از آن روزمشقهايش را

با مداد قرمز نوشت

معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد

و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز

ايراد نگرفت.و پسرك مي دانست

كه

قلب معلم هرگز سياه نيست...
 
و در جامعه ی سياهی به سر می بريم  که آينده ای سياه را  برای جوانانش رقم ميزند...
نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 3:13 | لینک  | 

در کشور عزیز ما تخصص عمده مردم بر روی یک علم بسیار زیاد است و آن علم چیزی نیست جز سیاست.در ایران از نانوا گرفته تا بقال، راننده تاکسی همه همه جز بزرگترین سیاست مداران هستند اگر با دقت به صحبتهای این گروه از ملت شریف و مابقی سیاستمداران ما گوش کنید متوجه خواهید شد که سیاست مداری از خصیصه هایی است که ایرانیان به صورت وراثتی یا ژنتیکی به آن دست می یابند ...

ولی در کل تفاوت یک بقال و سیاست مدار ایرانی در نطق و کلامی است که دارند.در عوض کارشناسان امر سیاست و کسانی که از دانشگاهها فارغ التحصیل در رشته های سیاسی می شوند عموما به بازار آزاد گرایش دارند تا به رشته های مطابق با سیاست.پس در نتیجه بقال هم سیاست مدار خواهد شد.

ولی با دقت بیشتر می بینیم که نه مردم عادی و نه سیاستمداران واقعی هیچکدام به علم سیاست تسلط ندارند و به صورت الله بختکی به امر سیاست می پردازند!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ای سونامی! ای بی ناموس! برو آمریکا! (از افاضات داور نبوی محروم نمونین)

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 1:36 | لینک  | 

تعطیلات نوروزی هم بلاخره تموم شد و همه رفتن سر خونه زندگیشون.هر سال داره از سال قبل بدتر میشه البته ما تو شرایطی هستیم که وضعیت بدتر رو داریم هر روز تحمل می کنیم.این تعطیلات واسه من یک حسنی داشت و این بود که تونستم از پرشین بلاگ نقل مکان کنم.پرشین بلاگ اوایل شروع به کارش عالی بود و کم کم سرورهاش نتونستن جواب این همه بلاگر رو بدن ما هم که نزدیک ۴ سال هست که داریم وبلگ نویسی می کنیم از وبلاگ نویسی فقط کوچ کردن از این وبلاگ به اون وبلاگ رو فقط یاد گرفتیم.مثل اجدادمون رفتار می کنم از اینجا به اونجا ولی هیچ جا اون شرایط خوبی رو که می خوام ندارن فعلا اینجا هم بخاطر عدم ازدیاد کاربر خلوته تا ببینیم کی اینجا هم مثل بقیه جاها شلوغ پلوغ میشه!!؟؟

سال جدید قرار بود قیمتها بالا نره ولی مثل اینکه اصلا منابع سوختی از قبیل بنزین و گازوئیل و... در افزایش قیمتها تاثیر گذار نیستند چون امسال هم افزایش قیمت بود.سوال من از مسئولین اینه که بلاخره مافیای اقتصادی ایران چه کسانی هستند؟ بعد از اعلام دولت مبنی بر اینکه افزایش قیمت میوه جات را در تعطیلات نوروز نخواهیم داشت فرداییش قیمتها رفت بالا تا جایی که در شهر ما قیمت گوجه به کیلویی ۲۰۰۰تومان رسید که کارشناسان امر آن را طلای قرمز می نامند! و ما بقی میوه ها هم به همین صورت؟ کم کم حکومت مستضعفان ما هم داره میره جزء طبقه بورژواها جا بگیره. ملتی که هیچ چیزش سر و سامان نداره عده ای خاص دارن از آون سوء استفاده می کنند البته هر روز به تعداد این افراد افزوده می شود...ما که نفهمیدیم حکومت مستضعفان چطور تونست تو این چند سال به این سرعت تغییر هویت بده!

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

یکی از دوستان در پست جدیدش یک چرای جالب پرسیده. واقعا چرا؟

نیک آهنگ هم در بعضی از پست هایش به سوال کردن روی آورده؟ چرا؟

یاد سقراط افتادم که در مواقع یحث سعی می کرد بیشتر سوال کنه تا اون سوالها خودش جواب بشه واسه بعضیها!!!؟؟؟ ولی بعضی سوالها می تونه باعث شه که دوستان به عزرائیل نزدیک بشن..

مثل این: پول نفت،گاز،صنعت ملی به جیب کی میره!!؟؟؟شاید جای صندوق بیت المال با جیب بعضی از آقایون عوض شده؟!!؟؟

مافیای اقتصادی ایران چه اشخاصی هستند؟(این سوال چهار گزینه ای است)

الف:آقازاده ها     ب:آقایان     ج:بانو زاده ها    د:بانوان

در مثال بالا آقا زاده ایهام داره از آقا زاده بشه؟ یا اینکه آقا بدنیا بیاد؟ اصولا هیچ آقایی وضع حمل نمی کنه!در بقیه موارد هم خودتون فکر کنین...(فکر کنم عزرائیل داره نزدیک میشه!)

 

نوشته شده توسط کوروش صغیر در ساعت 2:2 | لینک  | 
NO WAR on IRAN