در عمل پاسخ گفتن به مردم نوعی بازجویی شدن برای سوال شونده به حساب می آید و او هم ناگزیر از جواب دادن فرار می کند...به همین دلیل من خود به شخصه در سال پاسخگویی هیچ گونه جواب درست و حسابی نشنیدم...
حالا بر فرض اینکه امسال سال وحدت ملی و مشارکت عمومی باشه امکان این هست که اتفاق خاصی بیفته؟
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
در همین سال عزیز یکی از ماموران عزیز نیروی انتظامی لطف کردند و ما را مفتخر کردند و گیر سه پیچی به ما دادند.و ما را مورد تفتیش قرار دادند .به آنها عرض کردم:جناب سرکار ما رو دیگه چرا می گردین؟ فرمودند: خفه شو، حرف نزن به تو چه ربطی داره تو کار پلیس دخالت می کنی! بعدش گفتم سرکار مکه امسال سال پاسخگویی نیست؟ فرمودند: بله...گفتم پس من نباید بدونم چرا دارین ما رو می گردین؟ فرمودند: گزارش کردن این ماشین مشکوک هستش! و در ادامه فرمودند: یک کلمه دیگه حرف زدی امشب تو بازداشگاه مهمون ما هستی...تازه بعد از ۵ دقیقه که ما رو گشت فهمید که ماشین مال ما نبود و ما فقط بهش تکیه داده بودیم! (این هم نوعی پاسخ اقتدار گرایانه)
یک آقای تندرو و محترم در پاسخ به سوال من در مورد سال خدمتگذاری به مردم فرمودند: ما که تکلیف مون روشن هستش...پاسخگویی برای اصلاح طلبها هستش.اونا می خوان اصلاحات کنند باید جواب کاراشونو بدن و گرنه ما که جواب کارامونو در دفاع از اسلام و اطاعت از مقام ولایت تحت هر شرایطی نشون دادیم.(چقدر مردم تو کلام این آقا مهم هستن!)...اون لا مذهبا باید جواب بدن..و با عصبانیت بسیار ادامه دادند: ما انقلاب کردیم،ما تو جنگ از انقلاب دفاع کردیم، ما اینهمه شهید دادیم هر چی ما خدمت کردیم به این مملکت اینا دارن خیانت می کنن، اونموقع زمان جنگ تو خونه هاشون بودن و ما تو جبهه حالا اومدن واسه ما دم از اصلاحات می زنن....!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
آسمان چون جمع مشتاقان پریشان می کند
در شگفتم من نمی پاشد زهم دنیا چرا
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یک زحمت کوچیک بکشین نظر بدین من افسردگی گرفتم.یک ذره نظر دادن مشکلی پیش نمیاره...!
من اگر رای ندم
تو اگه رای بدی
چه کسی رای میاره...!؟
لطفا این مطلب را جدی نگیرید...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
خیلی باحاله این خاتمی تو موقعیتی که ایران و اسرائیل خون هم رو بجای آب میخورند دو تا رئیس جمهور کلی با هم حال کردن...سلام علیک و از اینجور حرفا! من کم کم دارم فکر می کنم اینا ملت رو سر کار گذاشتن...ما اگه کشوری رو به رسمیت نمی شناسیم چطور با رئیس جمهورش چاق سلامتی می کنیم؟ البته این روند خوبیه که ما در پیش گرفتیم و بجای دشمن دونستن کل دنیا یه ذره اونا رو به چشم خنثی حداقل نگاه کنیم.(نه دشمن، نه دوست) امیدوارم کم کم با کشور های دیگه هم که بهشون دشمن می گیم روابطمون بهتر بشه...آمین...فقط جون همه کس و کارتون برای مردم خالی نبندین...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
برخورد دوستانه رئیسان جمهور ایران و اسرائیل (بی بی سی)
کاتساف و خاتمی (نیک آهنگ کوثر)
ادعای رئیس جمهور اسرائیل درباره گفتگو با خاتمی(بازتاب)
رئیس جمهور اسرائیل با خاتمی دست داد(گویا نیوز)
برداشت هر کس در مورد این خبر جالبه ولی از همه جالبتر بازتاب با وجود خبر های مختلف در اینمورد آن را فقط یک ادعا می داند!
معلم گفت: بنويش سياه و پسرك ننوشت
معلم گفت: هر چه مي داني بنويس
و پسرك گچ را در دست فشرد
سياه آسان بود
و پسرك چشمانش را به سطل قرمز رنگ كلاس دوخته بود
و پسرك نگاهش را به دهان قرمز رنگ معلم دوخت
و باز جوابي نداد.معلم به تخته كوبيد
و پسرك نگاه خود را به سمت انگشتان مشت شده معلم چرخاند
و سكوت كرد
و پسرك شروع به نوشتن كرد
((كلاغها سياهند ، پيراهن مادرم هميشه سياه است، جلد دفترچه خاطراتم سياه رنگ است. كيف پدر سياه بود،
چشمهاي من سياه است و شب سياهتر. يكي از ناخن هاي مادر بزرگ سياه شده است
و
قفل در خانمان سياه است.))
رو به تخته سياه و پشت به كلاس
و سكوت آنقدر سياه بود كه پسرك
دوباره گچ را به دست گرفت و نوشت
((تخته مدرسه هم سياه است و خود نويس من با جوهر سياه مي نويسد.))
گچ را كنار تخته سياه گذاشت و بر گشت
معلم هنوز سرگرم خواندن كلمات بود
و پسرك نگاه خود را به بند كفشهاي سياه رنگ خود دوخته بود
معلم گفت
((بنشين.))
پسرك به سمت نيمكت خود رفت و آرام نشست
معلم كلمات درس جديد را روي تخته مي نوشت
و تمام شاگردان با مداد سياه
در دفتر چه مشقشان رو نويسي مي كردند
اما پسرك مداد قرمزي برداشت
و از آن روزمشقهايش را
با مداد قرمز نوشت
معلم ديگر هيچگاه او را به نوشتن كلمه سياه مجبور نكرد
و هرگز از مشق نوشتنش با مداد قرمز
ايراد نگرفت.و پسرك مي دانست
كه
قلب معلم هرگز سياه نيست...
در کشور عزیز ما تخصص عمده مردم بر روی یک علم بسیار زیاد است و آن علم چیزی نیست جز سیاست.در ایران از نانوا گرفته تا بقال، راننده تاکسی همه همه جز بزرگترین سیاست مداران هستند اگر با دقت به صحبتهای این گروه از ملت شریف و مابقی سیاستمداران ما گوش کنید متوجه خواهید شد که سیاست مداری از خصیصه هایی است که ایرانیان به صورت وراثتی یا ژنتیکی به آن دست می یابند ...
ولی در کل تفاوت یک بقال و سیاست مدار ایرانی در نطق و کلامی است که دارند.در عوض کارشناسان امر سیاست و کسانی که از دانشگاهها فارغ التحصیل در رشته های سیاسی می شوند عموما به بازار آزاد گرایش دارند تا به رشته های مطابق با سیاست.پس در نتیجه بقال هم سیاست مدار خواهد شد.
ولی با دقت بیشتر می بینیم که نه مردم عادی و نه سیاستمداران واقعی هیچکدام به علم سیاست تسلط ندارند و به صورت الله بختکی به امر سیاست می پردازند!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ای سونامی! ای بی ناموس! برو آمریکا! (از افاضات داور نبوی محروم نمونین)
سال جدید قرار بود قیمتها بالا نره ولی مثل اینکه اصلا منابع سوختی از قبیل بنزین و گازوئیل و... در افزایش قیمتها تاثیر گذار نیستند چون امسال هم افزایش قیمت بود.سوال من از مسئولین اینه که بلاخره مافیای اقتصادی ایران چه کسانی هستند؟ بعد از اعلام دولت مبنی بر اینکه افزایش قیمت میوه جات را در تعطیلات نوروز نخواهیم داشت فرداییش قیمتها رفت بالا تا جایی که در شهر ما قیمت گوجه به کیلویی ۲۰۰۰تومان رسید که کارشناسان امر آن را طلای قرمز می نامند! و ما بقی میوه ها هم به همین صورت؟ کم کم حکومت مستضعفان ما هم داره میره جزء طبقه بورژواها جا بگیره. ملتی که هیچ چیزش سر و سامان نداره عده ای خاص دارن از آون سوء استفاده می کنند البته هر روز به تعداد این افراد افزوده می شود...ما که نفهمیدیم حکومت مستضعفان چطور تونست تو این چند سال به این سرعت تغییر هویت بده!
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
یکی از دوستان در پست جدیدش یک چرای جالب پرسیده. واقعا چرا؟
نیک آهنگ هم در بعضی از پست هایش به سوال کردن روی آورده؟ چرا؟
یاد سقراط افتادم که در مواقع یحث سعی می کرد بیشتر سوال کنه تا اون سوالها خودش جواب بشه واسه بعضیها!!!؟؟؟ ولی بعضی سوالها می تونه باعث شه که دوستان به عزرائیل نزدیک بشن..
مثل این: پول نفت،گاز،صنعت ملی به جیب کی میره!!؟؟؟شاید جای صندوق بیت المال با جیب بعضی از آقایون عوض شده؟!!؟؟
مافیای اقتصادی ایران چه اشخاصی هستند؟(این سوال چهار گزینه ای است)
الف:آقازاده ها ب:آقایان ج:بانو زاده ها د:بانوان
در مثال بالا آقا زاده ایهام داره از آقا زاده بشه؟ یا اینکه آقا بدنیا بیاد؟ اصولا هیچ آقایی وضع حمل نمی کنه!در بقیه موارد هم خودتون فکر کنین...(فکر کنم عزرائیل داره نزدیک میشه!)




